کد خبر: 1000112
042720
اشتراک گذاری
چاپ این صفحه
اخبار فرهنگی ، اجتماعی / ۸ ارديبهشت ۱۳۹۵

سرویس اجتماعی

مصاحبه ای صمیمی با خالد زمزم نژاد

جواني پرشور،متخصص و متعهد با دانش بالاي مديريتي. جواني كه اين روزها دركانون توجه مردم اين حوزه انتخابيه براي دهمين دورانتخابات مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته است. درآستانه تبلیغات رسمی دوردوم انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ، پرسش هایي صريح را با وی درمیان گذاشتيم، با این پیش شرط که ازکلی گویی پرهیز وبه پرسش ها به صراحت پاسخ دهد.

مصاحبه ای صمیمی با خالد زمزم نژاد
استاد «خالد زمزم نژاد» را در منطقه غرب هرمزگان به صفا وصداقت ونجابت مي شناسند.
جواني پرشور،متخصص و متعهد با دانش بالاي مديريتي. جواني كه اين روزها دركانون توجه مردم اين حوزه انتخابيه براي دهمين دورانتخابات مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته است.
درآستانه تبلیغات رسمی دوردوم انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ، پرسش هایي صريح را با وی درمیان گذاشتيم، با این پیش شرط که ازکلی گویی پرهیز وبه پرسش ها به صراحت پاسخ دهد.
این پیش شرط گفت وگو نه یک مطالبه شخصی و صنفی که برآیند نظرجامعه ای است که برای انتخاب یک نماینده اصلح،صریح و صادق، در دهم اردیبهشت ماه، درآستانه تصمیم گيري است.با گشاده رویی دعوت به گفت و گو را پذیرفت و تاکید کرد:براي بيان حقيقت آمده است.نه براي فرافكني و بازي با اعتماد مردم. شاید این صراحت و صداقت در منظرسیاست بازان، آن هم درکارزارتبلیغات انتخاباتی به مصلحت نباشد، اما معتقد است با هيچ توجيه اي حاضر به مماشات و فريبكاري نيست.هرچند تاوان صداقت پيشگي و نفی تفکرماکیاولی كه هدف وسيله را توجيه مي كند انواع و اقسام بداخلاقی ها و کینه توزیهاباشد.خدمت به مردم را درصداقت واندیشه وعمل مي داند نه بازی با کلمات و ژست های روشنفکری!
آفت توسعه را سرگرم شدن به جدل های بی حاصل،عوام فریبی و باند بازی و لفاظی می داند و رازعقب ماندگی ها را نيز سطحی نگری و سفسطه بازی و هوچی گری های  سیاسی.با این پیش درآمد باب گفت وگو گشودیم و درمقدمه بحث فلسفه حضوروی درعرصه انتخابات را جویا شديم.
 - چه ضرورتی را برای حضورخود دید.همراهی با خواست و مطالبه آحاد مردم برای تغییر یا عطش قدرت و پیاده نظامی جناح ها وکنارگذاشتن رقیب؟
  - قبل ازورود به بحث عرض سلام وادب واحترام خالصانه دارم حضورهمه مردم شریف وخونگرم و نجیب حوزه انتخابیه غرب هرمزگان.مردمی که به حق صاحب این نظام و مرزوبوم هستند.
درپاسخ به این پرسش صادقانه بگویم قبل ازنام نویسی برای حضوردرعرصه انتخابات ومشارکت دراین کنش سیاسی،با خود و خدای خودم خلوت کردم.همه این انگیزه ها و بلکه بیشتر را که برشمردید مرورکردم.خودم را درفردای یک مسوولیت بزرگ قراردادم وتکرار کردم؛حق الناس،حق الناس،حق الناس... اینکه چه پاسخ و کارنامه ای براین وظیفه ی سنگین درپیشگاه خداوند قادرومتعال دارم. 
لذا با این نیت که برای خدمت به مردم جز به رضای خدا به هیچ امردیگری نیندیشم،تصمیم به حضورگرفتم.حمل بر خودستایی نیست امااین توانمندی وقابلیت را درخودم دیدم که می توانم برای مردم کاری انجام دهم.اینکه می توان با تکیه برحمایت مردم وخرد جمعی شرایط را تغییرداد وتحولی را که مطالبه و خواست مردم است درمسیرتوسعه منطقه ایجادکرد.
می توان با پشت گرمی مردم چرخ توسعه را با شتاب بیشتری در منطقه به حرکت درآورد. به عادتها،روش ها، بداخلاقی ها، سطحی نگری ها و مرام های مذمومی که مانع و آفت توسعه است پایان داد.به دمیدن هوایی تازه درمسیر رشد و بالندگی منطقه. به استفاده حقیقی ازهمه ظرفیت ها. به پایان دادن جدل ها ومناقشات بیهوده به حال مردم.من ازمتن مردم برای مردم آمده ام.دراین راه هم هیچگاه حقیقت را فدای مصلحت نخواهم کرد و برشیپور دودستگی ها و خودی وغیرخودی وهم حزبی وغیرحزبی نخواهم دمید. 
با این رویکرد و با تکیه برقدرت مردم، برای مردم آمده ام.نه خودستایی و نه خودشیفتگی است که بگویم بااقتدارو باصلابت آمده ام.این صلابت و اقتدار را وامدار مردمم.با احدی برسرمنافع مردم نه تعارف دارم و نه اهل معامله ام.نیامده ام که مصادره شوم ودرفردای انتخاب به تقسیم غنایم سیاسی بپردازم.آمده ام که فقط و فقط درمسیرخواست قاطبه ی مردم و مطالبات به حق آنان گام بردارم.با هرگونه تبعیض، فساد ونابرابری و بی عدالتی مقابله کنم.دراین راه پرمخاطره و مسوولیت خطیرهم نه ادعای شق القمردارم که حلال همه مشکلات هستم و نه به شعارهای پوپولیستی برای فریب مردم روی خواهم آورد.هرچه را درتوان دارم درطبق اخلاص خواهم گذاشت و صادقانه با مردم خواهم بود.من فقط وامدارمردمم.    
 -  این دلایل و توجیهات را همه ی کاندیداها برای حضور دارند.همه برمحورخدمت به مردم وبرای مقابله با نابرابریها و شتاب دادن به توسعه وارد این عرصه می شوند.وجه تمایزدلایل شماکدام است؟ 
  - خوشحالم که محورهمه ی تبلیغات انتخاباتی خدمت به مردم است.این یک نگرشی عالی برای رشد وتوسعه است.جای خرسندی ست که همه به فکرمردم،خدمت به مردم و عمران وآبادانی هستند.قطعا این وجه اشتراک می تواند نشان ازاین داشته باشد که مطالبه تغییر و عبور از وضع موجود را همه به خوبی درک کرده اند.
بنده براین امر باور قلبی دارم که مردم ما صاحب شعور و درک والایی هستند.به خوبی قدرت تمیزوتشخیص سره را ازناسره دارند.به خوبی توان این را دارند که درمیان همه حرفها و برنامه ها و ادعاهای مشترک تشخیص دهند چه کسی لایق و صادق واصلح تراست.
باید بدانیم زمان درحال تغییراست.رشد و آگاهی مردم متحول شده است.به حقوق و مطالبات خود واقف هستند.تحت فرمان کسی چشم وگوش بسته عمل نمی کنند.دیگر نمی توان اندیشه ودرک مردم را نادیده گرفت و به ناحق امری را برآنان تحمیل کرد.به ارعاب و تطمیع و تهدید و فریبکاری روی آورد و خود را برآنان تحمیل کرد.
بنده برای اثبات خودم درصدد نفی دیگران نیستم.تشخیص وانتخاب با مردم است.مردم برنامه ها،توانمندیها و منش و روش هرکاندیدایی را می ببنند وتصمیم می گیرند.آنچه بنده با خدای خودم درپیشگاه ملت عهد بسته ام،تمرکزبریک کلمه است؛صداقت.
 -  صداقت یک امراخلاقی و به تعبیری هم جهان شمول است.آیا صرف اینکه با مردم صادق باشید برای قرارگرفتن دراین مسوولیت کافی است؟
  - اشاره خوبی کردید.اگرصحبت از صداقت و تاکید براین مهم می شود نه به معنی این است که توانمندی و قابلیت و به تعبیری صریح،عرضه و جنم کاری را نادیده بگیریم.این ویژگی ها لازمه کارنمایندگی است.بحث این است که به دروغ ازاین عناوین دم نزنیم و بی لیاقتی و ضعف واهمال خود را توجیه نکنیم .باید درهمه حال با مردم روراست و صادق باشیم.  
 -  اگرتوانمندی وصلاحیت و بقول خودتان عرضه و جنم کارباشد وکارنامه کسی با توانمندی ثابت شود چه نیازی به خلاف حق گویی هست؟
  - اتفاقا نکته همینجاست!! همه مدعی وکارهم لنگ.برای روشن شدن این موضوع بدنیست یک مرورکلی براوضاع واحوال کشوربیندازیم.به نظربنده ریشه همه ی عقب ماندگی ها و چالش ها و مشکلات و محرومیت ها درهمین خلاف گویی هاست.درهمین پنهان کاریها وتزویرها.اگر به دروغ خود را توانمند وصاحب صلاحیت بدانیم اما درمیدان عمل با تکیه براین واژها صرفا به سخنرانی و لفاظی و مردم فریبی بپردازیم،نتیجه همین می شود که شاهد هستیم.اگرصداقت مبنا و محورهمه ی کارها باشد کسی که شایستگی مسوولیت و توان حفظ امانت مردم را ندارد،حال به هردلیل، درپناه این واژه ها سنگر نمی گیرد و موجب عقب ماندگی وخسارت نمی شود.
یا اگرتوانمندی وقابلیت هادرمسیراهداف وامیال یک حزب و باند وطایفه خاص صرف شود وازمنافع مردم غفلت گردد باید شهامت صادق بودن با مردم راداشته باشیم که بگوییم ریشه مشکلات درکجاست.نه اینکه از شایستگی و خدمت دم بزنیم و قصورها واهمالها را به گردن دیگران بیندازیم.فرافکنی و مماشات کنیم و در موعد نیازهم یادی از مردم. اگرکسی متعهد باشد وحقوق مردم را حق الناس بداند می داند که اگرصداقت محورکارباشد، توانمندی مجال بروز و ظهور دارد و گرنه به عالم بی عمل می ماند. 
 -  بسیارخوب! بااین تفسیرباچه رویکرد تحول گرایی به صحنه آمدید؟درتدوین برنامه ها نگاهتان برچه امری متمرکزبود؟
  - خوشبختانه غرب هرمزگان سرزمین انسانهای فرهیخته و به این وصف نیزشهره است. قطعا در چنین منطقه ای باید این را در نظرداشت که برنامه ها وچشم اندازآنها وهمچنین توانمندی تحقق شعارها باید ازیک سطحی برخودارباشد که بتواند افکارعمومی با چنین مشخصه ای را اقناع کند.مردم ما از درک و شعور والایی برخوردارند.با نگاه روز به موضوع نگاه می کنند.واقعیت های را به خوبی درک می کنند و با تحولات در سطوح ملی و فراملی به خوبی آشناهستند.بنابراین با بهره گیری از نظرات نخبگان، توده ی مردم و تکیه برخرد جمعی، آنچه برای تحقق اهداف توسعه برمبنای سند چشم انداز و ایده های خلاقانه لازم بود را احصاء و در قالب یک برنامه جامع تدوین کردیم.این برنامه ها هم اکنون ازطریق تراکت ها و سایراقلام تبلیغاتی در دسترس عموم قرار دارد و مردم می توانند به دقت مطالعه و چگونگی تحقق آنها را مطالبه کنند.
 - تمرکزبرنامه های تدوین شده حول چه محوری است؟آیا واقع بینانه و قابل اجراهستند یا صرفا شعاری و تبلیغاتی؟ 
  - همانطور که عرض کردم روح حاکم برهمه ی برنامه ها صداقت با مردم و تغییرنگرش ازرویکردهای پوپولیستی به واقع گرایی و تحول خواهی است.ازشتاب بخشی به روند توسعه زیرساخت ها گرفته تا رفع موانع تولید واشتغال، معیشت و رفاه مردم والبته جبران عقب ماندگی ها.
 - اگرکمی به شکل جزیی و باصراحت بیشتری بپردازیم به تنگناها و مشکلات منطقه فکر می کنید الان مهمترین چالش توسعه کدام است؟
  -  ببینید! نوشتن برنامه وایده چندان کارمشکلی نیست. روی کاغذ و پشت تریبون هیچ محدودیتی برای طرح مساله وشعارنیست.منتها درمقام اجرا شاید فرسنگها بین حرف وعمل تفاوت وجود داشته باشد.اگربرنامه ای جنبه اجرایی ندارد و فقط برای جلب رای آن را در بوق و کرنا کنیم همان نقض صداقت و فریبکاری است.یعنی فضاسازی کاذب وشعارهای بی پشتوانه و نگرشی منافقانه. اگرفردای انتخابات با انبوهی از برنامه و شعار بازهم در برهمان پاشنه بچرخد و مشکلات مردم پابرجاباشد به تعبیری عامیانه می شود؛آفتابه هفت دست،شام وناهارهیچی!
تحولی که  وعده آن را دارم اینکه توازن بین حرف وعمل برقرارباشد.به گونه ای سخن نگوییم که جنبه فانتزی به خود بگیرد.واقع بین و صادق باشیم .اگرمثلا زمینه احداث فلان پروژه یا طرح درمنطقه نیست صرفا برای جلب نظر و فریب افکارعمومی بی جهت وعده ندهیم که انجام می شود و فردای آن نیزهزاربهانه و توجیه بیاوریم که نشد. 
 -تحول را اگربه زبان ساده معنی کنید چه برداشتی ازآن دارید؟
  - تحول یعنی اینکه از این پس امورکلان منطقه،منافع مردم و بایدهای رشد و توسعه ازحاشیه به متن آورده شود.
 - کدام حاشیه؟!
  -  مثلا درایفای وظایف نمایندگی یادمان باشد چه طرح ها و برنامه هایی را با مردم وعده کردیم.به جای سرگرم شدن به امورجزیی ودخالت درعزل و نصب مدیران وسرویس دادن های خاص و مهره چینی درادارات،باید برای تحقق وعده های خود که مردم با اعتماد به آنان پای صندوقهای رای حاضرشدند، بکوشیم.جامع نگرباشیم و ازهمه ظرفیت ها برای رشد و توسعه بهره بگیریم.
 - بیشتردراین زمینه توضیح دهید. مصادیق این حواشی کدام است؟
  - منظورم روشن است.نماینده نباید با شعارهای دهن پرکن از نردبان اعتماد مردم بالابرود،صدها وعده کلان را مطرح کند اما درفردای انتخاب سرگرم پاسخگویی به مطالبات حزب و جناح و باندهای زر و زور و تزویرباشد.این ها آفت توسعه وعامل عقب ماندگی و خارج شدن از ریل توسعه است.عامل دودستگی درجامعه و گسترش دهنده فضای تملق و چاپلوسی . 
وقتی نماینده مجلس درابتدای دوره‌ی نمایندگی‌اش براساس اصل 67 قانون اساسی درپیشگاه قرآن کریم سوگند یاد می‌کند که وفادار به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی و حافظ امانتی باشد که ملت به او سپرده است، اگربرخلاف آن عمل می کند یعنی ازمتن به حاشیه رفته است.
من امروزعرض می کنم که درسایه برخی روش ها و رویکردها اصل وظیفه نمایندگی تا حدودی زیادی به فراموشی سپرده و گرفتارسطحی نگری شده است.
وظیفه ای که می تواند برای مردم دریک شکل مبنایی وحقیقی وکلان موثرباشد ومنافع آنان را تامین کند نباید گرفتارسطحی نگری واهداف وامیال شخصی وباندی شود.
کسی که ازنردبان اعتماد مردم بالارفته و برای خودعنوانی را صاحب شده است باید بداند دربرابر پیشگاه خداوند متعال مسوول است واین مسوولیت یک امانت بزرگ است.نباید درفردای انتخابات به جای تمرکزبرمسائل کلان و منافع عام،سعی درتحقق مطالبات عده ای خاص داشته باشیم وبا تنزل جایگاه خود، به جای پیگیری مسائل کلان، به فکرعقده گشایی و مهره چینی وعزل و نصب بخشدار و فرماندار و سرایدارمدرسه بود.
قطعا این سطحی نگری آفت توسعه است وهمه نیزشاهد آثارزیانبارآن هستیم که جز برافروختن آتش اختلاف وسرگرم شدن به حاشیه ها و... سود دیگری برای مردم نداشته وندارد.
 -  آیا می توانید با مصداق معرفی کنید؟
  -  نیازبه طرح نام دراینجا نیست، مردم باید بدانند که می دانند.کسی را نشانه نمی گیرم اما مردم می خواهند بدانند آنهایی که تاکنون با تبلیغات چند میلیاردی برای رسیدن به کرسی نمایندگی تلاش کرده اند چرا به جای پاسخگویی طلبکارهم هستند؟! چرا پاسخ نمی دهند مسوولیت این همه چالش و فقرو فساد و تبعیض با کیست؟ریشه اینها کجاست؟کسانی که درجلسات مجلس کم شرکت می کنند، درکمیسیون ها حضورجدی ندارند یا درمجلس نیستند و یا اگرهستند بعضا سرگرم رتق و فتق امورسیاسی و باندی و قومی و قبیله ای هستند،باید روزی را نیز برای پاسخگویی انتخاب کنند وبه جای فرافکنی و حواله مشکلات به این و آن، بگویند با آن همه برنامه وهزینه تبلیغاتی و ژست توانمندی و فخر تبحر، درمدت مسوولیت چه اقدام موثر وعملی برای برون رفت ازمشکلات داشته اند؟دانستن حق مردم است.
اگرامروزه درهرخانه ای چند بیکارتحصیل کرده هست واقتصاد و معیشت و رفاه مردم و شاخص های توسعه با چالش های جدی مواجه است آیا نباید پرسید نقش کسانی که مسوولیت داشته اند تا با تصویب قوانین لازم و نظارت بر حسن اجرا و پیگیری مطالبات مردم ازعقب ماندگی ها و بروز پارتی و فساد و تبعیض جلوگیری کنند،چه بوده است؟ 
 - این نقد بجا،راهکارچیست؟
  - :قانون نقشه راه است.دولت برای رسیدگی به مطالبات وخواسته های مردم باید درمسیر قانون حرکت کند.مجلس هم نهاد قانونگذاری و ناظربراجرای آن است.بنابراین راهکاراین است که باید مجلسی ازنمایندگان آگاه به وظایف وآگاه به حقوق ملت تشکیل شود تا ثمره کارآنها وقتی دست دولت و قوه قضاییه برای اجرا قرارگرفت بتواند مشکلات مردم را حل کند.اگرمنشا که مجلس است کارآمد نباشدهمه مشکلات باقی می ماند.
مشکلات شهرها و روستاها معلول است.علت درمجلس است. اگرعلت را درمان نکنیم معلول نیزدرمان نمی شود.مشکلات مدام بازتولید می شود و استمرار دارد.فقر،تبعیض و فساد معلول نبود قانون بازدارنده و یا اهمال در اجرای قانون است.بالاخره مردم وکلای خود را به مجلس فرستاده اند تا ضمن تصویب قوانین لازم، براجرای آن و جلوگیری از انحراف و اهمال توسط مجریان نظارت کنند.
نمایندگان اگرسرگرم امورخاص خود باشند و گرفتار بازیهای سیاسی شوند به حقوق ملت ظلم کرده اند.مجلس که ناکارآمد شد مشکلات من و شما دراینجا باقی می ماند.معلوم است که اگرمشکل داریم، مجلس ناکارآمد است،این بدیهی است و مثل روز روشن است. اگرمجلس ناکارآمد باشد به من و شما برمی گردد واگرهم کارآمد باشد بازهم به من وشما برمی گردد. 
بازتاب ناکارآمدی مجلس هم متوجه کلیت کشوراست.ره آورد فقر و فساد و بیکاری آسیب های اجتماعی، نظیرطلاق، فساد وفحشا، کودکان کار، اعتیاد، افزایش زندانی و...است. همه اینها معلول مجالس ناکارآمد است و صادقانه عرض می کنم مسوولیت مجالس ناکارآمد به همه ما برمی گردد.
 - پس به نظرجنابعالی ایفای وظیفه نمایندگی مجلس منحصربه مساءل کلان است.دراین میان رسیدگی به امورمنطقه چه جایگاهی دارد؟
  -  اولا اگربه معنی واقعی مجلس در راس امور باشد که باید هم باشد و آنچه را که نمایندها درموعد تبلیغات وعده کرده اند تحقق پیدا کند، دیگرکمترمشکلی را درمنطقه شاهد خواهیم بود که نماینده بخواهدآن را رصد کند.هرچند که این دوابدا با هم منافاتی ندارد.درکنار وظیفه خطیرنمایندگی که شرح آن را عرض کردم،برای یک نماینده وظیفه‌ی رصد مشکلات منطقه و اطلاع از جزیی ترین مشکل مردم هم پیش بینی شده است.
ازاین جهت که نماینده باید علاوه برمسائل کلان ملی و مشارکت فعال درامرقانونگذاری، در سطح منطقه نیز پیگیرقوانینی که تصویب کرده باشد و کارهای عمرانی و مشکلات مردم را از نزدیک رصد و برای احقاق حق مردم تلاش کند.حتی اگر یک نفر نیز به واسطه مشکلی ازحقوق خود محروم است نباید با فرافکنی واینکه نماینده وظیفه کلان دارد از رسیدگی تا حصول نتیجه غافل بود.این دو وجه در وظایف یک نماینده تداخلی ندارد و نماینده حافظ منافع مردم است.چه در سطح ملی و چه منطقه ای.
اما این مهم با اینکه یک نماینده منویات سیاسی و جناحی خود را از کانال نمایندگی دنبال کند ویا اسباب خوشنودی رفقا و فامیل را به این واسطه فراهم کند،متفاوت است.اگرچنین باشد خیانت به آرای مردم است.این بی تقوایی است وباید ازآن پرهیزشود.
 - چه عواملی باعث مدیون شدن نماینده به افراد خاص و باندهای فرصت طلب می شود؟ریشه این آفت درکجاست؟
  - معتقدم برای عنوان نمایندگی باید به مردم واعتماد اجتماعی تکیه کرد، نه دلالان و منفعت طلبان سیاسی.نماینده اگر با تکیه بر پول پولدارها و با اتکا برقدرت قدرتمندان به مجلس راه پیدا کند درحقیقت نماینده واقعی توده مردم نیست و نمی تواند باشد.
از روزی که انتخاب شود اختیارش دست خودش نیست، زیربلیط افراد است.طوری که آنها بخواهند موضع می گیرد، آنطوری که آنها بخواهند عزل و نصب می کند و حتی آن طورکه آنها بخواهند قانون تصویب می کند.اصل قضیه بابک زنجانی و رحیمی و ...همین بود.به تعدادی از نمایندگان پول دادند تا بر روند قانون گذاری مجلس فرضا ً تأثیربگذارند. 
مصیبت ازاینجا شروع می شود. تمام عزل ونصب ها، موضع گیریها، سرکشی ها،عیادتها و حتی فاتحه خوانی ها دراین چارچوب قرارمی گیرد.اگرقراراست فردی به عنوان مدیر فلان اداره تعیین شود باخود حساب می کند که ببینم این فرد درانتخابات آینده چقدر رأی می تواند برای او جمع  کند؟ لذا نماینده دنبال افراد توانمند، سالم، صالح و متخصص نمی گردد.به تخصص وایمان او کاری ندارد.معیار اول و آخراو فقط این است که این فرد درآینده چقدر رأی دارد.پس تکلیف شایسته سالاری چه شد؟ این خسارت بزرگتر ازخسارت اول است.
تازه مدیربخت برگشته که با آن شکل و با آن فرآیندی که عرض کردم تعیین شود، باید مداوم یک چشمش به نماینده باشد تا عوض نشود.آیا به نظر شما چشم سومی برای این مدیر وجود دارد که مشکلات مردم را ببیند وحس کند؟
 - به خودتان برگردیم، شماچه برنامه ای برای پایان دادن به این روش ها دارید؟
  - اگرتوفیق حاصل شد که نماینده مردم شوم همانطورکه در طرح ها و برنامه ها نیز به صراحت مورد تاکید قرارگرفته است ودرپیشگاه خدای متعال و محضرمردم شریف تعهد داده ام،این روشهای مذموم را ازاین دیار،دیارانسانهای فرهیخته و روشنفکر،برخواهم چید.
باند بازی و فضای دو قطبی به هیچ وجه به نفع ما نیست.چه آنکه بابنده موافق باشد وچه مخالف، همه یک امت واحدیم.عقده گشایی درمرام ما نیست.اگرتوفیق خدمت بیابم ملاک من برنامه محوری،کلان نگری و شایسته سالاری است.باید با صداقت با مردم رفتارکنیم، براساس تربیت دینی یاد گرفته‌ایم که با مردم رو راست باشیم.من نمی خواهم عافیت طلب باشم.
بزرگترین سرمایه من همین مردم نجیب وشریف هستند که خود را خادم آنان می دانم.اگرشایستگی اعتماد مردم را داشتم بدانید با تمام توان حافظ حقوق و منافع مردم خواهم بود. مدافع و پیگیرتوسعه واقعی منطقه نه شعارو وعده ، مدافع برچیدن دودستگی ها واختلافات و سیاسی کاریها، مدافع سوق دادن نگاه مسولان به منطقه ذیل طرح ها و برنامه هایی که ارائه کرده ام.مدافع حریم بیت المال.اجازه نخواهیم داد امثال بابک زنجانی و ...با حمایت ها وهمراهی و ها واغماض ها رشد کنند و صدایمان درنیاید.آنچه امروز شاهد آن هستیم و برای کشوریک تهدید جدی به شمار می رود همین فسادها و سودجویی هاست که مثل خوره پایه های اعتماد مردم را می خورد.امیدوارم که مجلس دهم با بیداری و شور و هیجان و شعور سیاسی مردم، یک مجلس قدرتمند و درحقیقت کلکیسونی باشد ازعقلا ً و نخبگان جامعه .
 - برگردیم به موضوع نارسایی ها وچالش ها. با چه شناختی ازمنطقه به عرصه انتخابات آمده اید؟
  - مصادیق چالش های وعقب ماندگی ها زیاد است.قصد نادیده گرفتن خدمات و سیاه نمایی ندارم.اما باید حقیقت را بیان کرد.نباید در بیان حقیقت مماشات شود.
غرب هرمزگان با این همه ظرفیت و توانمندی،چه ازحیث شرایط سوق الجیشی واستراتژیکی درمنطقه و چه ازحیث نیروی انسانی کارآمد، چرا با چنین رکودی مواجه است؟! سوال من این است آیا این وضع مطلوب است؟!اصلا از بحث تبلیغات انتخاباتی وعنوان نمایندگی و این مسائل خارج شویم،به عنوان یک ناظربی طرف و بیرونی به موضوع نگاه کنیم.چه پاسخی براین پرسش داریم؟ خودتان قضاوت کنید،انبوهی ازچالش ها و مشکلات که در برخی ازمناطق هنوزالفبای توسعه هم اتفاق نیفتاده است را پیش رو داریم. چه میزان دراین سالها توسعه مبنایی اتفاق افتاده است؟آیا متناسب با ظرفیت های منطقه بوده است؟دولت برای توسعه ی منطقه به بازوی قوی مجلس نیازمند است تا درپیوند با برنامه های خود، درتقویت منابع و تسریع دراجرای طرح ها، همگام باشد.چرا این امربه میزان مطلوب اتفاق نیفتاده است؟ 
 - این شاید همان کلی گویی در باب مشکلات باشد،اگربخواهید مصادیق روشنی را ازاین تعابیربیان کنید پاسخ چیست؟
  - مصادیق هم روشن است. مثلا اگر گفته می شود توسعه زیر ساخت ها متناسب با نیاز منطقه و خواست به حق مردم نیست باید به وضعیت آب شرب ، خصوصا آب شرب و برق برخی روستا، فضاهای آموزشی،اشتغال جوانان،اشتغال و تحصیل بانوان ، معضلات و مشکلات هنرمندان،فرهنگیان، بازاریان، کارگران و تولید کنندگان و صیادان،میزان تحقق سرمایه گذاری و استقرار صنایع متناسب با استعداد منطقه، راههای ارتباطی، مراکز مورد نیاز بهداشتی و...اشاره کرد.
یا اینکه درانتصابات، انتصاب افراد به صرف همسویی سیاسی وفامیلی به همراه حذف نیروهای باتجربه وکارآمد.کمترین اعتراض وانتقادی را با روش های حذفی و تهدید و ارعاب مواجه کردن چه ازاین ظرفیت ها باقی می گذارد؟
نقش فرهنگیان و دانش آموزان درتوسعه و بهره گیری ازاین ظرفیت موثرچه میزان بوده است؟
شهرهای منطقه غرب استان ازجمله بستک که پیشانی فرهنگ و هنراستان بوده است ودربحث قبولی دانشگاه ها همیشه حرف اول را زده است،اکنون درچه وضعیتی قرار دارد؟آموزش و پرورش ما چطور؟آیا کسی دلایل این افت و خیزها وعقب ماندگی ها را احصاء کرده است تا درسطوح استانی و ملی پیگیری شود؟  
 جایگاه آموزش عالی درمنطقه و نقش آن درتوسعه کجاست؟زیرساخت های آموزش عالی ازچه وضعیتی برخوردارهستند؟
مدیران مراکزآموزش عالی با چه ملاک و معیاری انتخاب شده اند؟آیا با تبدیل شدن این عرصه به بده بستانهای سیاسی می توان ازنقش آفرینی این مجموعه درتوسعه، انتظارداشت؟
درایجاد اشتغال خصوصا اشتغال پایداربرای جوانان چه وضعیتی داریم؟چند درصد جوانان تحصیلکرده غرب استان وارد بازار کارمی شوند؟
نتیجه این همه شعار»اشتغال اشتغال اشتغال»در دولت گذشته که گوش فلک را کر کرده بود،کجاست؟آیا فامیل بازی و سیاسی کاری وایجاد اشتغال برای طیفی خاص می تواند درکاهش نرخ بیکاری موثرباشد؟
درماجرای انتزاع پنج روستاي پارسيان والحاق آن به لامرد چه عواملی نقش داشتند؟چرااین اتفاق افتاد؟نقش لابی های پشت پرده چه بود؟
چه پاسخی برای استقرار صنايع متعدد و آلاينده تحت عنوان صنايع انرژي بر در منطقه پرتراكم جمعيتي داریم ؟با چه هدفی انجام شده است؟ 
چرا در خصوص عدم تفكيك مديريت صنايع انرژي بر پارسيان ازلامرد، عليرغم وجود مصوبه لازم، تخريب گسترده سواحل واثرات سوء زیست محيطی وهمچنین عدم اختصاص درصد مربوط به آلايندگي عسلويه به شهرستان پارسيان پاسخ قانع کننده ای به مردم داده نشده است؟
عدم احتساب فارغ التحصيلان پارسيان به عنوان بومي جهت جذب در پارس جنوبي و از دست رفتن حوزه گازي تابناك و چاه هاي مستقر در آن به سمت لامرد عليرغم استقرار آن در شهرستان پارسيان و...چطور؟
مشکل اصلی مردم شهرستان پارسیان عدم اختصاص مالیات بر ارزش افزوده و عوارض آلایندگی به شهرداری ها و دهیاری های این شهرستان است که علیرغم همجواری با عسلویه، میدان گازی تابناک و جزیره لاوان و اختصاص به شهرستان های همجوار مانند لامرد تاکنون این مورد محقق نشده که در صورت اعطای حق آلایندگی مشکلات تمامی روستاها و شهرهای این شهرستان به علت اعتبارخوبی که از این بابت نصیبشان می شود حل خواهد شدیا در بحث گازرسانی به شهر پارسیان،چرابرغم اینکه خط لوله گاز از این شهرعبور کرده و ایستگاه گاز دراین شهر قرار دارد،اقدام خاصی صورت نگرفته است؟ ضمن اینکه انتقال خط گاز به شهرک صنعتی در دو سال گذشته شروع ولی متوقف شده است.در بحث راه نیز با توجه به داشتن ساحل زیبا و بکر و جاده ساحلی به مقام و واقع شدن پارک ساحلی شهر در روستای بوستانو که فاصله ای تقریبا هشت کیلومتری تا شهر دارد به علت کم عرض بودن و آسفالت نامناسب نیازبه دو بانده کردن آن جدی است که ارتباط با روستاهای ساحلی و گردشگری و حضور در کنار ساحل برای مردم این شهرستان و شهرستان های همجوار هموارترخواهد بود.
درخصوص دریانوردی با توجه به اینکه شغل بسیاری از مردم دریانوردی است به علت نداشتن گمرک تجاری مردم همیشه با مشکلات زیادی روبرو بوده اند که در صورت راه اندازی گمرک تجارت و  فعالیت اقتصادی سرعت بیشتری به خود خواهد گرفت و باعث رونق بازار کسب و کار خواهد شد.
نگاه سیاسی به توزیع اعتبارات روستاها وعدم حمایت لازم از دهیاریها هم چالش بزرگی برای اهداف توسعه متوازن در منطقه است؟ از61دهیاری منطقه چه میزان آنها دربحث توسعه وعمران و آبادانی روستاها حمایت شدند؟دهیاریها درچه وضعیتی برای رسیدگی به مشکلات و پاسخگویی به نیازهای حداقلی مردم قراردارند؟ 
سرانه فضاهای ورزشی چطور؟بروید بررسی کنید چه میزان برای جوانان خصوصا جوانان روستایی امکانات و زیرساخت های ورزشی فراهم شده است؟ ازمسکن روستایی چه حمایتی شده است؟ آیا روستاییان عزیزازنحوه واگذاری زمین،اعطای تسهیلات و سایرامکانات راضی هستند؟ دربحث عمران و توسعه شهرهاچطور؟ گردشگری و زیرساخت های آن ازچه وضعیتی برخوردارهستند؟سیمای توسعه راه های ارتباطی و آب آشامیدنی سالم و بهداشتی در کل منطقه ازچه وضعیتی برخورداراست؟ چه میزان از راههای شهرستانهای غرب استان وهمچنین روستاهای استانداردسازی شده اند؟ 
وضعیت کشاورزی و صید و صیادی، صنایع تبدیلی و پایین دستی و چرخه تولید در منطقه چه اوضاعی دارد؟ سایر زیر ساخت ها چطور؟آیا متناسب با ظرفیت های منطقه بوده است؟ آیا مردم ازاین میزان خدمات رضایت دارند؟ 
 مجددا تاکید دارم بیان این مصادیق هرگز به معنی این نیست که کاری انجام نشده است.دولت تدبیر وامید در این مدت اقدامات چشمگیری را برای عمران منطقه داشته است،هرچند کافی نیست. اما برای همین میزان چقدردولت دراین عرصه حمایت شده است؟ 
نتیجه سالها فروش نفت بالای 100 دلاردرتوسعه منطقه کجاست؟آیا منطقه ای درکشورهست که به میزان غرب هرمزگان این چنین دارای پتانسیل سرمایه گذاری و توسعه باشد؟ 
 -  اشاره به نابرابری و بی عدالتی درفرصت های شغلی داشتید، چه راهکاری را درصورت انتخاب درپیش خواهید گرفت؟
  - مشکل اصلی درایجاد شغل، فراهم نبودن فرصت های مناسب شغلی برای همگان است.تا وقتی که فرصت های شغلی محدود به موارد جزیی که بیشترآن نیزمشاغل اداری و دولتی است باشد شاهد این نابرابری ها و بی عدالتی خواهیم بود.بالاخره مگرچقدر شغل ایجاد شده است که بتواند پاسخگوی نیازمنطقه باشد؟ صرف نابرابری و بی عدالتی نیست. دربحث اشتغال که زیربنا والفبای توسعه است باید در فراهم کردن فرصت های شغلی همت کنیم.
مستحضرید غرب استان هرمزگان با توجه به موقعیت خاص خود سرشاراز ظرفیت های بزرگ درامرسرمایه گذاری و توسعه است. بالطبع اگراین مهم اتفاق بیفتد و بتوانیم با فراهم کردن بسترمناسب سرمایه گذاری وحمایت از تولید وتکیه برمنابع فراوان خدادادی اشتغال درمنطقه رامتحول کنیم،دغدغه ی شغل برای جوانان برطرف خواهدشد.
 - آیااین بلند پروازی نیست؟ دربرنامه همه کاندیداهای مجلس این گونه شعارها مطرح است. درهمه ی دوره ها. پس چرا اوضاع اشتغال و بحران بیکاری همچنان هست؟
  - درست می فرمایید.عرض من استفاده حداکثری از فرصت هاست.قطعا مطلق نگری درتوسعه باتوجه به شرایط کشورممکن نیست. بنابراین صادقانه باید مردم سخن بگوییم.قرارنیست اگربنده نماینده شدم درمدت کوتاهی بیکاری و فقر را ریشه کن و شاخص های توسعه را به حدی برسانیم که هیچ مشکل و نارسایی درمنطقه نباشد.این را گفتم تا ازجاده صداقت خارج نشویم.مردم ما نیزچنین انتظاری ندارند،هرچند که یک آرمان وایده مطلوب است. بنابراین صادقانه به مردم عزیز گفته ام که برای تغییرآمده ام. برای یک تحولی نو در توسعه و عمران و آبادانی منطقه. برای اینکه ازهمه ظرفیت ها برای رفاه و آسایش مردم، امنیت مردم استفاده کنم. 
برای مقابله با ریشه های نابرابری ها، دودستگی ها، پارتی بازی ها ، جناح بازی ها، برخوردهای حذفی و...مردم ما آگاهند و صاحب درک و شعور. آنچه این مردم عزیز و شریف را آزرده نه پاره ای مشکلات که نابرابری ها و تبعیض ها واهمال کاریهاست.اگرصداقت پایه کارباشد مردم با جان و دل حمایت خواهند کرد.این را درطول بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب درهمه صحنه هاثابت کرده اند.مردم ما پشتیبان نظام و رهبری معظم انقلاب و همه مسوولان هستند. این سرمایه بزرگ اجتماعی  را باید قدر شناخت .
من ازمیان مردم برای مردم آمده ام.آمده ام تا با کمک مردم، با بهره گیری ازظرفیت ها و حمایت دولت برآمده ازرای واعتماد مردم،عقب ماندگی ها را جبران کنم. برای لفاظی وسخنرانی و بازی با واژه ها نیامده ام. مردم ازاین بازیها خسته شده اند.مردم صداقت می خواهند.کارمی خواهند.
 مردم خواهان پایان دادن به مماشاتها وباندبازیها و فامیل بازیهاهستند.مردم بدنبال شایسته سالاری وشنیدن صدایشان درمراکزبزرگ تصمیم گیری هستند.تریبون مجلس باید بازتاب دهنده صدای مردم منطقه باشد.باید با نگاه جامع، فراجناحی وعام المنفعه توجه همه مسوولان بالاخص قوه مجریه را به منطقه معطوف کرد.برای توسعه خط کش نگذاریم که فلان منطقه خوب حمایت کرده است باید بیشترتوجه شود و بعلکس مردم فلان منطقه حمایت نکردند باید درآتش کینه بسوزند. برای زمزم نژاد رضای خدا و اراده اکثریت مردم مهم است،خواست قاطبه مردم.نه حزب و فامیل و جناح خاص.
 - مردم می گویند نماینده ها فردای انتخابات گفته ها و وعده های خود را فراموش می کنند.چه تضمینی برای این گفته های خود دارید؟
  - :ضمانت این گفته ها را درمحضر مردم بیان کرده ام.اینکه صداقت و رضای خدا ملاک کارم است.تاکید می کنم درصورت انتخاب، برای توسعه منطقه نگاهم جامع است .نگاه بنده به اینکه کدام منطقه چه میزان رای درسبد آرای بنده ریخته است،نخواهد بود.همین گفت وگوهم باشد سند تعهدات و برنامه هایم. 
 - دردوره اخیرمردم اختلاط دیدگاه های سیاسی را شاهد هستند.بالاخره معلوم شد کدام کاندید،کاندیدای اصلی جبهه اصلاحات، لیست امید، لیست تدبیر و توسعه و سایرحامیان دولت است. 
  - قبل از پاسخ به این پرسش به صراحت بگویم اصلاح طلبی واصولگرایی هر دو یک مرام وعقیده هستندکه باید بادل و جان آن را باورداشت.اصلاح طلبی واصولگرایی لازم و ملزوم یکدیگرند وتکمیل کننده هم. نباید با بالابردن یک تابلو و ایجاد حاشیه امن،به جای خدمت به توسعه کشور و رفاه وعزت مردم، ازاین تعابیربرای ثروت اندوزی، رانت خواری، نابرابری و بی عدالتی استفاده شود.
 - چرا این موارد اتفاق می افتد؟ مگراحزاب چه اصولگرا و چه اصلاح طلب همواره بر نفی و رد این روش ها تاکید ندارند؟
  - بخاطرنسخه های بدلی و بی تقوایی . بخاطراینکه برخی باسوء استفاده ازاعتماد مردم خود را دریک گروه سیاسی جا می زنند و فردای آن به جای تمرکز بر وعده های خود، سرگرم پاسخگویی به مطالبات نورچشمی ها،هم حزبی هاو... می شوند. 
اینکه اوضاع را بروفق مراد یک طیف سیاسی ببینیم و مرتب از این سنگربه آن سنگربرویم،این خدمت نیست، این عوام فریبی و نفاق است.مردم صاحب تشخیص هستند.ریشه تفکرسیاسی و اصالت دیدگاه های کاندیدها را به خوبی می شناسند.نمی توان درموعد انتخابات به جوغالب نگاه کرد وازحمایت آن دم زد.دوران عوامفریبی گذشته است.باید با مردم صادق باشیم. باید شجاعت این را داشته باشیم که بگوییم درمدت مسوولیت با چه طیفی بوده ایم.اگربا تابلوی یک طیف سیاسی مورد اعتماد مردم واقع شدیم خوب و بد فردای آن رابه مردم بگویم. بگوییم چرا درمقابل رانت خواریها و فسادهای برملاشده ساکت بوده ایم. بالاخره نمی شود که فقط ازامتیازات یک طیف سیاسی برای جلب آرا استفاده کرد وبا جو روز تغییرجهت داد.
 - با این توضیح نگفتید که مورد حمایت چه طیفی قرار دارید؟
  - نیازی به گفتن نیست.مردم خودشان صاحب تشخیص هستند.مردم می دانندچه کسی ازمتن و برخواسته ازدل یک تفکراست و چه کسی سعی در بهره برداری سیاسی دارد؟چه کسی به یک روش و مرام اعتقاد قلبی دارد وچه کسی با نفاق خود را جازده است. مردم حمایت بزرگان را می بینند ومی دانند نسخه اصلی ازبدلی کدام است.عصرعصر ارتباطات و اطلاعات و دانایی است.اطلاعیه های رسمی احزاب و گروهها هم گواه روشنی برای شناخت بهتر مردم است.بنده با نقاب نیامده ام.باصداقت آمده ام. 
 - پیشتراشاره ای مبسوطی به این داشتید که نباید دریک جناح وطیف سیاسی خلاصه شد و با مردم سیاسی برخورد کرد.اما اکنون به عنوان کاندیدای لیست امید وسایرلیست های اصلاح طلبان رسما معرفی شده اید. مرزهمراهی شما با این طیف ها سیاسی کجاست؟
  - اولا نگرش سیاسی صرفا جناح سیاسی نیست.نگرش سیاسی یعنی اینکه فردی به یک روش و قاعده سیاسی باوردرونی دارد. دیدگاه سیاسی بنده برای مردم روشن است.نه تنها کتمان نمی کنم بلکه به منش واعتقاد اصلاح طلبانه خودم و اینکه مورد حمایت بزرگان این طیف سیاسی که مورد وثوق اکثریت جامعه هستند نیزافتخارمی کنم.ثانیا: هیچگاه منافع مردم - تاکید می کنم منافع همه مردم- را فدای نگرش سیاسی نخواهم کرد.
ازسیاست و محبوبیت یک طیف سیاسی برای امیال شخصی و باندی بهره نخواهم گرفت. 
سیاست باید درخدمت منافع مردم باشد.همه این ظرفیت و امتیاز قرارگرفتن در لیست های مذکور را برای مردم منطقه می خواهم نه برای یک طیف خاص.خط قرمزمن- با هرعنوان سیاسی که دارم- درصورت قرارگرفتن درجایگ
اشتراک گذاری
چاپ این صفحه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرسنجی

از نظر شما اولویت اول در راه توسعه و پیشرفت جزیره کیش کدام است ؟

مشاهده نتایج